الشيخ علي المشكيني
87
كشكول حكمت (فارسى)
سال و فال و مال و حال و اصل نسل و تخت و بخت * باشدت در شهريارى برقرار و بر دوام سال خرم ، فال نيكو ، مال وافر ، حال خوش * اصل ثابت ، نسل باقى ، تخت عالى ، بخت رام سنايى دربارهء تابعان هواى نفس : اى هواهاى تو خدا انگيز * وى خدايان تو خدا آزار ره رها كردهاى از آنى گم * عزّ ندانستهاى از آنى خوار ره بود آن ، نه دل كه اندر وى * گاو و خر باشد و ضياع و عقار كى در آيد فرشته تا نكنى * سگ ز در دور و صورت از ديوار ؟ اى سنايى از آن سگان بگريز * گوشهاى گير از اين جهان ، هموار اى خدا تو به علم ازل مرا ديدى * ديدى آن گه به عيب بخريدى تو به علم آن و من به عيب همان * رد مكن آنچه خود پسنديدى شعر به دست خويش چهل سال باغبان ازل * گلى نماند كه تخمش نكشت در گل من اين شعر ، به حافظ شيرازى نسبت داده شده و به نظر مىرسد ايشان اشاره به روايت دارد ؛ زيرا در كيفيت خلقت آدم ابو البشر ، بديع فطرت الهى وارد شده كه خداوند ، جسد شريف او را از لايههاى آبى مختلف روى زمين ، قبضه قبضه و به وسيلهء فرشتگان جمع كرد و اجزاى بدن انسان امروزى ( از استخوان و گوشت و پوست و موى و تمام ذرّات وجودىاش ) با همهء اختلاف در حقيقت و ماهيت و خصوصيات ، جدا جدا بساخت و سپس تركيب بخشيد و مونتاژ نمود و آن گونه كه اين نوع خاص را مىخواست بيافريند آن مرد نخستين را تنظيم نمود « الَّذِى خَلَقَكَ